تبليغاتX
...یا هو...
  • درباره ی وبلاگ
  • امیدوارم ازاین وبلاگ خوشتان آمده باشد واز موضوعات آن استفاده کرده باشید
  • آرشیو موضوعی
  • جستجو


  • Ads



    پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
    Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo Add to reddit Add to blinklist Add to taggly

    فواید تلاوت قرآن

     

    1. رفع بلای آخرت   2. کفاره گناهان    ۳. ایمنی از عذاب    4. پاداش انبیاء    

     

    5. از خدا رحمت و برکت برسد .                          6. محشور شدن با انبیِِاء   

     

                                      7. عبور از پل صراط با پیامبران 

     

     

                   < ان شاء الله خداوند متعال ما را با قرآن محشور سازد.>


    » Post by: At 14:57 | Topic : | Post ID : 9 |
    پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
    Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo Add to reddit Add to blinklist Add to taggly

                                  چهل پند از امام علی(ع)

     

    1. توکل در امور      2. مصاحبت با نیکان       3. وفا بر عهد     4. نوازش بر ایتام              

     

    5. عفو در قدرت      6. اکرام بر مهمان    ۷ . پایداری در حوادث   8. ملایمت با جهال          

     

    9. تقدم بر سلام    10. اصرار در طاعت 11. ایثار بر مساکین     12. گذشت در انتقام

     

    13. تامل در جواب  14. استقرار بر کار     ۱۵ . دوری از بخل    16. دلجویی از غریبان

     

    17. خدمت به خلق  18. عطا در مقام       19. ادب در کمال   20. تفکر در امور

     

    21. امداد بر مظلوم     22. عیادت مریض  2۳. شکر بر نعمت    24. سرعت در خیر

     

    25. احترام به والدین     26. خوشروئی با عیال 2۷. مخالفت با نفس 28. اجتناب از غیبت

     

    29. نظافت در پوشش  30. شفقت با مردم  31. اندازه در معاش    32. جوانمردی با مغلوب

     

    33. سعی در اخلاص    3۴. صبر در مصائب  35. راستی در گفتار  36. نصرت بر جهاد

     

    37. قصور در شهوت   38. پرهیز از خشم    39. دادرسی در قضا    40. دوری از کبر


    » Post by: At 14:48 | Topic : | Post ID : 8 |
    جمعه بیست و یکم دی 1386
    Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo Add to reddit Add to blinklist Add to taggly

                                  هلالی                                                                                                                             هلالی

    دو سال پیش بود که صدای یک نفس «حسین حسین» مداحی گمنام توجه همه را به سبک خاص و تازه‌ای از نوحه‌سرایی جلب کرد. گرچه بسیاری این سبک خاص مداحی را به دلیل شباهت‌های آن با برخی ملودی‌های لس‌آنجلسی در شان مجالس عزاداری نمی‌دانستند اما سبک مداحی عبدالرضا هلالی برای جوانانی که هر کدام به نوعی شیفته امام حسین ‌هستند، جذابیت بسیاری داشت.
     
    چند ماه بعد به سرعت سپری شد. حالا تقریبا همه بچه هیاتی‌ها  او را می‌شناختند. کار هلالی چنان بالا گرفت که در ماه محرم در تمام فروشگاه‌های لوازم صوتی و تصویری، صدا و تصویر او خود‌نمایی می‌کرد.

    حتی آنهایی که چندان اهل گوش دادن به مداحی نبودند هم مبهوت سبک، نوع حرکات، صدا و تنالیته نوحه‌های هلالی می‌شدند...

    اما این شهرت برای هلالی چندان خوش یمن نبود. پخش عکس و فیلم کوتاهی که او را همراه زنی نشان می‌داد نقطه سیاه بزرگی بر کارنامه مداح جوان نهاد و هلالی را یک شبه از اوج محبوبیت به زیر کشید. هرچند هلالی با انتشار بیانیه‌ای آن زن را همسر شرعی خویش نامید، این جنجال بزرگ اما فروکش نکرد و دامنه شایعات و بازی‌های رسانه‌ای برخی سایت‌های اینترنتی جنجالی به سرعت به «وضعیت مالی» و «روابط سیاسی» این مداح نیز کشیده شد! او نیز که به گفته خودش وضعیت روحی بدی را می‌گذراند دیگر بالای منبر نرفت و پاسخ «دشمنان»‌اش را به گفته خود «به امام حسین(ع) واگذار کرد».

    اکنون به نظر می‌رسد پس از گذشت چند ماه از این ماجرا هلالی بار دیگر خودش را پیدا کرده است. او در شب‌های قدر دوباره مداحی را آغاز کرد. هلالی در گفتگو با خبرنگار آفتاب بسیار نامنظم سخن می‌گوید، طوری که گاهی فکر می‌کنی پشت تلفن در حال اشک ریختن است. با گلایه از برخی رسانه‌ها می‌گوید: «نمی‌دانم چقدر باید جواب پس بدهم و با چند نفر مبارزه کنم.»

    از او درباره شایعاتی که در مورد وضعیت مالی‌اش این روزها بر سر زبان‌ها است می‌پرسم. می‌گوید: «والا من چند میلیون بدهکارم ، همه می‌توانند زندگی‌ام را کندوکاو کنند و ببیند. من ضعیف‌ترین خواننده! از نظر مالی هستم، خیلی از آقایون خواننده تا الان صاحب خانه شده‌اند و از همه کس پول می‌گیرند. باید از آنها پرسید شما با حقوق 170 هزار تومان چطور توانسته‌اید خانه در بالای شهر و ماشین آخرین مدل داشته باشید. حتما کسانی هستند که شما را ساپورت می‌کنند ولی من بعد از این همه سال ،امسال توانسته‌ام خانه‌ای با قرض و وام در خیابان 13 آبان برای پدر و مادرم بخرم تا بتوانند در آن راحت زندگی کنند. آن وقت آقایان می‌گویند که هلالی «پرادو»دارد ...».

    از او در مورد عکس‌ها و فیلمی که سر منشا ماجرا بود می‌پرسم. می‌گوید: «عکس زنم را که پیراهن رکابی پوشیده بود پخش کرده‌اند. همه می‌گویند من باید بیشتر دقت می‌کردم. قبول دارم که یک سری اشتباهات داشته‌ام. شما هم اشتباه می‌کنید اما این درست است که پخش شود؟ این کار حرام است...».

    هلالی چندان دل خوشی هم از مداحان دیگر ندارد: «من به اندازه سنم می‌توانم بفهمم .هم صنفی‌های من چشم دیدنم را ندارند، خانواده ما عرب است و قلیون از رسوم ما به حساب می‌آید مگر خود آقایان سیگار یا قلیون نمی‌کشند خیلی از این‌ها پای ... هستند و پاکت‌های چند میلیون تومانی از مداحی می‌گیرند، کسی هست که برای فردی به نام .... می‌‌خواند... نه این‌ها تنها برای پول مداحی اهل بیت را می‌کنند.»

    به نظر می‌رسد دردسر های هلالی تمامی ندارد: «من را تکفیر کرده‌اند، یک شب در میدان ولیعصر کتکم زدند وسط خیابان یقه‌ام را پاره کردند و من گریه سر دادم آن وقت گفتند که هلالی چون پرادو داشته و دختر بازی می‌کرده کتک خورده. آقای الله کرم هم در مجله موج نوشت که هلالی پرادو دارد، یکی نپرسید این پرادو کجاست اگر من ماشین داشتم آن قدر شجاع بودم که اعلام کنم.»

    هلالی ماجرای بازگشت دوباره خود به دنیای مداحی را اینگونه شرح می‌دهد: «هر کس دیگری بود نمی‌توانست دیگر در خیابان راه برود، این لطف امام حسین بود که به من شهامتی دوباره داد. البته حوزه‌های علمیه و علما به من زنگ زدند و گفتند که دوباره مداحی کن. در این مداحی که برای امیرالمؤمنین(ع) بود، جوانان با حضورشان قیامتی برپا کردند. شب آخر 6 هزار نفر جمعیت آمده بود اما در همان شب به پلیس زنگ زدند و گفتند که این جرثومه فساد را بیرون بیاندازید گفتند که بمب‌گذاری کرده‌ایم...»

    هلالی درمورد منبع تامین هزینه‌های هیاتش می‌گوید: «هیچ ارگانی به ما پول نمی‌دهد ، ما تمام خرج‌ها از جمله شام و غیره را از جیب خودمان می‌دهیم».

    هلالی در ادامه ممنوع‌المنبر شدن خود را تکذیب می‌کند و می‌گوید: «به اختیار خودم چند وقتی منبر نرفتم ، وضعیت روانی بسیار بدی داشتم، دوستان نیز می‌گفتند تا چند وقت به منبر نروم».
     
    این مداح جنجالی مصرانه معتقد است عده‌ای غرض‌ورزانه با او مبارزه می‌کنند و از این که جوانان به هیأتش می‌آیند ناراحت می‌شوند: «در کرج یک چیزی توی استکان چایم ریخته بودند که تا 6 ماه نمی‌توانستم مداحی کنم تو تمام این مدت هیچ کس حالی از ما نپرسید...»

                                                                               


    » Post by: At 22:14 | Topic : | Post ID : 5 |
    سه شنبه چهارم دی 1386
    Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo Add to reddit Add to blinklist Add to taggly

      خطبه اى از آن حضرت (ع ) گويند كه اميرالمؤ منين (ع ) را مصاحبى بود به نام همام كه مردىعبادت پيشه بود. روزى گفتش كه اى اميرالمؤ منين ، پرهيزگاران را برايم وصف كن . آنسان كهگويى در آنها مى نگرم . على (ع ) در پاسخش درنگ كرد، سپس گفت :  
    اى همّام از خدا بترس و نيكوكار باش كه خدا با كسانى است كه پرهيزگارى كنند و نيكوكارند.
    همّام بدين سخن قانع نشد و على (ع ) را سوگند داد.
    على (ع ) حمد و ثناى خداى به جاى آورد و بر محمد (ص ) و خاندانش درود فرستاد
    سپس فرمود:
    اما بعد، خداوند، سبحانه و تعالى ، موجودات را بيافريد، و چون بيافريد از فرمانبرداريشان بى نياز بود و از نافرمانيشان در امان . زيرا نه نافرمانى نافرمايان او را زيانى رساند و نه فرمانبردارى فرمانبرداران سودى . آنگاه روزيهايشان را ميانشان تقسيم كرد و جاى هر يك را در اين جهان معين ساخت . پس پرهيزگاران را در اين جهان فضيلتهاست . گفتارشان به صواب مقرون است و راه و رسمشان بر اعتدال و رفتارشان با فروتنى آميخته . از هر چه خداوند بر آنها حرام كرده است ، چشم مى پوشند و گوش بر دانستن چيزى نهاده اند كه آنان را سودى رساند. آنچنان به بلا خو گرفته اند كه گويى در آسودگى هستند. اگر مدت عمرى نبود كه خداوند برايشان مقرر داشته ، به سبب شوقى كه به پاداش نيك و بيمى كه از عذاب روز بازپسين دارند، چشم بر هم زدنى جانهايشان در بدنهايشان قرار نمى گرفت . تنها آفريدگار در نظرشان بزرگ است و جز او هر چه هست در ديدگانشان خرد مى نمايد. با بهشت چنان اند كه گويى مى بينندش و غرق نعمتهايش هستند. و با دوزخ چنانند كه گويى مى بينندش و به عذاب آن گرفتارند. دلهايشان اندوهگين است و مردمان از آسيبشان در امان اند. بدنهاشان لاغر است و نيازهاشان اندك است و نفسهايشان به زيور عفت آراسته است . روزى چند در بلا پاى مى فشرند و از پى آن آسايشى ابدى دارند. اين معاملت ، كه پروردگارشان نيز برايشان آسانش ساخته است ، سود بسيار دهد. دنيا در طلب آنهاست و آنها از دنياگريزان اند. به اسارتشان مى گيرد ولى جانهاى خويش به فديه دهند تا از اسارت برهند.
    اما شبها، همچنان برپاى ايستاده اند تا جزء جزء كتاب خدا را بخوانند. مى خوانند و آرام و با تاءنّى و تدبّر مى خوانند. به هنگام خواندنش خود را اندوهگين مى سازند و داروى درد خويش از آن مى جويند. چون به آيتى رسند كه در آن بشارتى باشد، بدان ميل كنند و در آن طمع بندند و چنانكه گويى در برابر چشمانشان جاى دارد، جانهاشان به شوق ديدار سر مى كشد و چون به آيتى رسند كه در آن وعيد عذاب باشد گوش دل بدان مى سپارند و پندارند كه اكنون بانگ جوش و خروش جهنم در گوششان پيچيده است . در برابر پروردگارشان ميان خم كرده اند و پيشانى و كف دست و زانو و نوك پاى بر زمين نهاده اند و از خداوند تعالى مى طلبند كه آزاديشان بخشد.
    اما در روزها، عالمان اند، بردباران اند، نيكوكاران اند، پرهيزكاران اند. بيم خداوندشان چنان تراشيده كه تيرگران تير را بتراشند. چون بيننده اى در آنان نگرد، پندارد كه بيمارند و حال آنكه ، بيمار نيستند و گويد بى شك در عقلشان خللى است .آرى ، كارى بزرگشان به خود مشغول داشته .
    از اعمال خويش چون اندك باشد، ناخشنودند و چون بسيار باشد در نظرشان اندك نمايد، كه اينان پيوسته خود را متهم مى دارند و از آنچه مى كنند بيمناك اند.چون يكيشان را به پاكى بستايند، از آنچه درباره اش ‍ مى گويند بيمناك مى شود و مى گويد كه من خود به خويشتن آگاهترم و پروردگار من به من از من آگاهتر است . اى پروردگار من ، مرا به آنچه مى گويند مؤ اخذت مكن ، مرا بهتر از آنچه مى پندارند بگردان و گناهان مرا كه از آن بى خبرند، بيامرز.از نشانه هاى يكيشان اين است كه مى بينى كه در كار دين نيرومند است و در عين دورانديشى نرمخوى و ايمانش ‍ همراه با يقين است و به علم آزمند و علمش آميخته به حلم و توانگريش ‍ همراه با ميانه روى است و عبادتش پيوسته با خشوع . در عين بينوايى محتشم است و در عين سختى ، صابر. در طلب حلال است و در جستجوى هدايت شادمان . از آزمندى به دور است . در آن حال ، كه به كارهاى شايسته مى پردازد، دلش بيمناك است . سپاسگويان روز را به شب مى آورد و ذكرگويان شب را به روز مى رساند. شب را در عين هراس مى گذراند و شادمانه ديده به ديدار صبح مى گشايد. هراسش از غفلتى است كه مبادا گريبانگيرش شود و شادمانيش از فضل و رحمتى است كه نصيبش گشته .اگر نفسش در طلب چيزى ناخوشايند سركشى كند، پاى مى فشرد تا خواهشش را برنياورد. شادمانى دلش ، چيزى است كه پايدار است و پرهيزش ، از چيزى كه نمى پايد. دانش را به بردبارى آميخته است و گفتار را با كردار. او را بينى كه آرزويش كوتاه است و خطايش اندك . دلش خاشع است و نفسش قانع . خوردنش اندك است و كارهايش آسان و، دينش محفوظ و، اميالش مرده و خشمش ، فرو خورده .به خيرش اميد است و از شرش ايمنى . اگر در جمع غافلان باشد، نامش را در زمره ذاكران نويسند و اگر در ميان ذاكران باشد، در شمار غافلانش نياورند.اگر بر او ستمى رود، عفو كند و به آن كس ، كه محرومش داشته ، بخشش نمايد. و با هر كه از او ببرد، پيوند كند. زشتگويى از او دور است . گفتارش نرم است . ناپسندى در او ناپيداست و نيكوكارى در او هويدا. همواره خيرش روى آورده و شرش پشت كرده باشد. در شدايدى كه ديگران را مى لرزاند، او از جاى نمى شود و در مكاره شكيبايى را از دست نمى هلد و چون در امن و راحت باشد، سپاس ‍ حق به جاى آورد. بر كسى كه دشمن دارد ستم روا ندارد و محبت ديگران به گناهش نكشاند.پيش از آنكه بر زيانش شهادت دهند، او خود به حقيقت اعتراف مى كند. و چون به پاسدارى امرى وادارندش ، ضايعش ‍ نمى گذارد. آنچه را كه خواهند كه به خاطر بسپارد از ياد نمى برد. ديگران را با القاب زشت نمى خواند.به همسايه زيان نمى رساند. به هنگام مصايب شماتت روا نمى دارد. به باطل وارد نمى شود و از حق پاى بيرون نمى نهد. اگر خاموش باشد از خاموشى خويش غمگين نمى گردد. صدا به خنده بلند نمى كند. چون بر او ستمى رود صبر مى كند تا خدا انتقامش ‍ را بستاند. خود را به رنج مى افكند و مردم از او در راحت اند.براى روز بازپسين ، خويشتن به مشقت مى اندازد و مردم را راحت مى رساند. از هر كه دورى گزيند به سبب پارسايى و پاكى است و به هر كه نزديك شود به سبب نرمخويى و رحمت است . نه دورى گزيدنش از روى تكبر است و نه نزديك شدنش از روى مكر و خدعه .
    گويد كه :
    همّام از اين سخن بيهوش شد و در آن بيهوشى جان داد.

    » Post by: At 12:0 | Topic : | Post ID : 4 |


  • منوی سایت
  • آرشیو ماهیانه
  • آمار واطلاعات دیگر
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Add to Google

    Subscribe in podnova
    Subscribe in NewsGator Online
    Add to netvibes
    addtomyyahoo4
    Subscribe to My Odeo Channel
    Add to Google

    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati

    View blog authority





    HOME | RSS | Out Feed | Them | News | Contacts US

    .کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر نام و منبع مجاز ميباشد

    All Rights Reserved 2005-2006 © By TAKP30.blogfa.com